سلام خسرو جان
بيخبر گذاشتي و رفتي. بدون خداحافظي
دو هفته پيش هم كه آخرين جايزهات رو گرفتي، روي صحنه لام تا كام حرف نزدي. از گوشه صحنه اومدي بالا و آروم جايزهات را گرفتي؛ براي سي سال حضور پرشور و شوقت در سينمايي كه اين روزها چندان شور و شوقي در آن نيست
فقط لبخند زدي و رفتي پايين و لاي جمعيت گم شدي. خوب اگه قرار بود بري و پشت سرت رو هم نگاه نكني، چند كلمهاي براي ما كه پشت سرت بوديم، حرف ميزدي
يادمه وقتي آمدي رو صحنه، حالت خوب بود
آخه يكي دو بار ديگه كه اين اواخر روي صحنه اومدي و ديدمت، حالت زياد خوب نبود. ولي اين دفعه، همه خوشحال شديم. فقط نميدونستيم داري ميري. نميدونم خودت ميدونستي يا نه. ميگن آدماي خوب قبل از رفتن، حالشون خيلي خوب ميشه؛ چون دارن ميرن يه جاي خوب. ما از كجا بايد ميفهميديم كه اين حال خوب نشانهي چيه؟ هميشه بعد از اينكه اتفاق ميافته، ميفهميم. ولي فكر كنم خودت ميدونستي؛ چون هيچي نگفتي و اونجوري فقط لبخند زدي. شايد داشتي خداحافظي ميكردي و ما نميفهميديم. ولي چه خداحافظي باشكوهي! خيليها آرزو دارن در اوج خداحافظي كنن؛ اما نميتونن. شايد هم اون لبخند همين معنا رو داشت. شايد اگر حرف ميزدي، همهي خداحافظيات ميشد همون چند تا كلمه؛ ولي چون هميشه شاعر بودي، فقط مهربان و با سپاس نگاه كردي و لبخند زدي. حالا كه فكر ميكنم، ميفهمم اينجوري بيشتر حرف زدي
من هي بايد از تو ياد بگيرم. يادته سالها پيش وقتي از مشهد به تهران آمدم، تو روي صحنههاي تئاتر ميدرخشيدي. من كلي دويدم تا روي صحنه بيام و ديده بشم
بعدها هم كه تو روي پرده سينماها ميدرخشيدي، باز هم من كلي دويدم تا روي پرده بيام و ديده بشم
يادته من اولين فيلمم رو كه بازي كردم، تو «هامون» بودي. من يادمه كه در فيلم «كيميا»، دست منو ميگرفتي. كلي حال ميدادي كه رو بيام و ديده بشم. بعد هم فقط يك بار ديگه شانس داشتم در كنار تو بازي كنم؛ تو فيلم «درد مشترك»، چه بامسما
ارتباط من با تو، مثل كوهنوردها با كوههاست. هر قلهاي رو كه فتح ميكنن، ميبينن پشتش يه قلهي بلندتر هست. من هرچي ميدوم، تو يه قدم جلوتري؛ مثل الآن. جلوتري ديگه عموجون. رفتي اونور. نميدونم چقدر ديگه بايد بدوم تا به اونور برسم، تازه نميدونم در چه وضعيتي ميام اونور
پس از اونور يه دعايي براي من بكن. ميگن دعاي اونوريها براي اينوريها زودتر مستجاب ميشه. اينجوري كه تو رفتي، كلي «خدابيامرزي» و «يادش بخير» و «حالهاي خوب» و «يادهاي خوب» و .. بدرقهي راهته
من كه شاهدم، خودتم اگه حالشو داشته باشي، يه نگاهي به اينور بندازي ميبيني
دست پر رفتي ديگه. ميبيني چقدر از من جلوتري! كلي بايد بدوم تا موقع رفتن دستم پر باش
البته جات پيش ما خاليه. هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت. ولي خوب مثل به دنيا آمدنه ديگه. موقعش كه برسه، بايد متولد بشيم. ما يه تولد رو ديديم؛ تو دو تا؛ تولدت مبارك
ميدونم اونجا كلي از بر و بچههاي سينما و تئاتر اومدن پيشوازت. حتما كلي هم تدارك ديدن
ما كه اون دنيا به بازيگريمون ادامه ميديم. اونجا هم حتما نمايش هست. اونوريهام حتما به سرگرمي احتياج دارن. پس اونجا بيكار نميمونيم. وقتي مردم رو سرگرم ميكنيم و حالشون خوب ميشه. يه خدابيامرزي به ما و پدر و مادرمون ميگن ديگه. وقتي مردم تو خيابون تو رو ميديدند و بياختيار لبخند ميزدند، خودش خدابيامرزيه ديگه. وقتي مردم ميفهمن كه تو رفتي و ديگه ميون ما نيستي، گريه ميكنن و جاتو خالي ميكنن، خدابيامورزيه ديگه
ميبيني خدا چه لطفي به تو داشته كه اين موقعيت و جايگاه رو بهت داده. پس اونطرف هم حتما تحويلت ميگيره و ميبردت روي صحنهها و پردههاي اونجا، كه بازم مردم اونور ببيننت و حالشون بهتر بشه و خدابيامرزي ادامه داشته باشه
به اميد ديدار
رضا كيانيان
ساقی قهرمان در سال ۱۳۳۵ در مشهد به دنیا آمد.
او اکنون ساکن کانادا است و از وی تاکنون چند مجموعه شعر و یک مجموعه داستان کوتاه منتشر شده است و در حال حاضر سردبیری نشریه چراغ ارگان رسمی سازمان دگرباشان جنسی ایرانی، را بر عهده دارد.
روزنامه شرق به بهانه گفتوگو با او توقیف شد.
وقتي كه خوابي نيمه شب ترا نگاه مي كنم
زيباييت را با بهار گاه اشتباه
ميكنم
از شرم سرانگشت من پيشانيت تر مي
شود
عطر تنت مي پيچد و دنيا معطر مي
شود
گيسوت تابي مي خورد مي لغزد از
بازوي تو
از شانه جاري مي شود چون آبشاري
موي تو
چون برگ گل در بسترم مي گستراني
موي خود
من را نوازش مي كني بر مهربان
زانوي خود
آسيمه مي خيزم ز خواب تو نيستي
اما دگر
اي عشق من بي من كجا تنها نرو من
را ببر
من بي تو مي ميرم نرو من بي تو
مي ميرم بمان
با من بمان زين پس دگر هر چه تو
مي گويي همان
در خواب آخر عشق من در برگ گل
پيچيدمت
مي خوابم اي زيباترين در خواب
شايد ديدمت
فلاپی دیسک یکی
از رسانه های ذخیره سازی اطلاعات می باشند که همه ما استفاده های زیادی از آن می
کنیم ولی از جمله معایب آن به جز حجم پایین آن آسیب پذیری شدید فلاپی دیسک می باشد
.به طوری که یک فلاپی دیسک ممکن است پس از چند بار استفاده دیگر قابل فرمت شدن
نباشد .
حال چگونه می
توان فلاپی دیسک را مجددا باز سازی کرد ؟
شما به سیستم
عامل لینوکس نیاز دارید .
در سیستم
عامل لینوکس در قسمت فلاپی فورمتر آن شما می توانید فلاپی هایی را که حتی در سیستم
عامل ویندوز فرمت نمی شوند را به سادگی فرمت نمایید . به همین راحتی !
این نکته
تکنیکی ساده وآسان راهی قابل اطمینان برای باز سازی و تعمیر فلاپی دیسک و در نهایت
کاهش هزینه هاست.
یک بار موقعی که رزم آرا برای اخلال
در سلطنت محمدرضا نقشه چینی می کرد. خواب هایی می دید که به محمدرضا گفتم من می
ترسم یک رضاخان پیدا شود و همان کاری را که پدرت با احمدشاه کرد با تو بکند! یادم
هست که محمدرضا خندید و گفت: نه رزم آرا رضاشاه است و نه من احمدشاه! اما این پیش
بینی من درست از آب درآمد و بالاخره کلک سلطنت پهلوی را کندند
خوب شما ببینید چطور اسداله علم با
کمال شهامت به محمدرضا می گفت که مشیر و مشاور دولت فخیمه انگلستان است. علم از
ملکه انگلستان لقب اشرافی لرد و سر گرفته بود و خلاصه لقبی در انگلستان نبود که به
او نداده باشند! یک پدر سوخته دیگری بود به نام شاپور جی که با پررویی به محمدرضا
می گفت من قبل از این که تبعه ایران باشم نوکر ملکه انگلستان هستم! ما از امثال این
آدمها که جاسوس و نوکر آشکار و یا پنهان انگلیسی ها و امریکایی ها بودند دور و
برمان زیاد داشتیم
گاهی به محمدرضا می گفتم چرا با علم به این که می دانی این پدرسوخته ها نوکر اجنبی هستند آنها را اخراج نمی کنی؟ محمدرضا می گفت: چه فایده ای بر اخراج آنها مترتب است؟ اینها را اخراج کنم ده ها نفر دیگر را اطرافم قرار می دهند. بگذارید اینها باشند تا خیال دولتهای خارجی از حسن انجام امور در ایران راحت باشد
مصر: درس می
خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود
یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای
مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهی گیری رد شد که داخلش چند تا
ماهی بود.
از ماهی گیر پرسید: چقدر طول کشید تا
این چند تا ماهی رو گرفتی؟
ماهی گیر: مدت خیلی کم.
تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر
ماهی گیرت بیاد؟
ماهی گیر: چون همین تعداد برای سیر
کردن خانواده ام کافی است.
تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می کنی؟
ماهی گیر: تا دیر وقت می خوابم. یه
کم ماهی گیری میکنم. با بچه ها بازی میکنم بعد میرم
توی دهکده و با دوستان شروع می کنیم
به گیتار زدن. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.
تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می
تونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهی گیری کنی.
اون وقت می تونی با پولش قایق بزرگتری
بخری و با در آمد اون چند تا قایق دیگر هم بعدا اضافه می کنی. اون وقت یک عالمه قایق
برای ماهی گیری داری.
ماهی گیر: خوب بعدش چی؟
تاجر: به جای اینکه ماهی ها رو به
واسطه بفروشی اونا رو مستقیما به مشتری ها میدی و برای خودت کار و بار درست می کنی
، بعدش کارخونه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت میکنی... این دهکده کوچک رو هم
ترک می کنی و می روی مکزیکو سیتی
بعد از اون هم لوس آنجلس و از اونجا
هم نیویورک... اونجاست که دست به کارهای مهم تری می زنی...
ماهی گیر: این کار چقدر طول می کشه؟
تاجر: پانزده تا بیست سال
ماهی گیر: اما بعدش چی آقا؟
تاجر: بهترین قسمت همینه، در یک موقعیت
مناسب که گیر اومد میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی، این کار میلیون
ها دلار برای عایدی داره.
ماهی گیر: میلیون ها دلار، خوب بعدش
چی؟
تاجر: اون وقت باز نشسته می شی، می ری یه دهکده ساحلی کوچیک، جایی که می تونی تا دیر وقت بخوابی، یه کم ماهی گیری کنی، با بچه هات بازی کنی، بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی.
از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد،
خدا گفت:"نه!رها کردن کار توست.
تو باید از آنها دست بکشی."
از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد،
خدا گفت:"نه! شکیبایی زاده رنج
و سختی است .شکیبایی بخشیدنی نیست، به دست آوردنی است."
از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم
بخشد،
خدا گفت:"نه! من به تو نعمت و
برکت دادم ، حال با توست که سعادت را فرا چنگ آوری."
از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد،
خدا گفت:"نه! رنج و سختی، تو را
از دنیا دورتر و دورتر، و به من نزدیکتر و نزدیکتر می کند."
از خدا خواستم تا روحم را تعالی
بخشد،
خدا گفت:"نه! بایسته آن است که
تو خود سر بر آوری و ببالی اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوی."
من هر چیزی را که به گمانم در زندگی
لذت می آفریند از خدا خواستم و باز گفت:"نه.
من به تو زندگی خواهم داد، تا تو خود
از هر چیزی لذتی به کف آری."
از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران
را دوست بدارم،همانگونه که آنها مرا دوست دارند.
و خدا گفت:" آه، سرانجام چیزی
خواستی تا اجابت کنم."
زندگی با
همه ی وسعت خویش
محفل ساده
غم خوردن نیست
حاصلش تن
به قضا دادن وافسردن نیست
زندگی
خوردن و خوابیدن نیست
اضطراب و
هوس دیدن و نادیدن نیست
زندگی
جنبش و جاری شدن است
از
تماشاگه آغاز حیات
تا به جائی
که خدا می داند
آیـا ظاهـر آنقدرها که میگویند در حیطه
شغلی، رمانتیک و
تاثیر گذاشتن بر روی دیگران، مؤثر
است؟
مطمئناً!!!
از نظر علمی ثابت شده افرادیکه شناختی
از شما ندارند،
از روی ظاهـر شــما در عـرض 30 ثانیه
در مورد شخصیتتان
نتـیجه گیری می کنند. این ارزشیابی
در مدت زمان بسیار
کوتاهی به صورت ناخواسته در ذهن شکل می گیرد.
داستان
درباره يک کوهنورد است که مي خواست از بلندترين کوه ها بالا برود.
او پس از
سالها آماده سازي، ماجراجويي خود را آغاز کرد ولي از آنجا که افتخار کار را فقط
براي خود مي خواست، تصميم گرفت تنها از کوه بالا برود.
شب بلندي
هاي کوه را تماماً در بر گرفت و مرد هيچ چيز را نمي ديد. همه چيز سياه بود. و ابر
روي ماه و ستاره ها را پوشانده بود.
همانطور
که از کوه بالا مي رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پايش ليز خورد،و در حالي که به
سرعت سقوط مي کرد؛از کوه پرت شد.در حال سقوط فقط لکه هاي سياهي را در مقابل چشمانش
مي ديد و احساس وحشتناک مکيده شدن به وسيله قوه جاذبه او را در خود مي گرفت.
همچنان
سقوط مي کرد و در آن لحظات ترس عظيم، همه ي رويدادهاي خوب و بد زندگي به يادش آمد.
اکنون فکر
مي کرد مرگ چقدر به او نزديک است. ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش
ميان آسمان و زمين معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود.
و در اين
لحظه ي سکون برايش چاره اي نمانده جز آن که فرياد بکشد:
"
خدايا کمکم کن"
ناگهان
صدايي پر طنين که از آسمان شنيده مي شد، جواب داد:
" از
من چه مي خواهي؟ "
اي خدا
نجاتم بده!
- واقعاً
باور داري که من مي توانم تو را نجات بدهم؟
- البته
که باور دارم.
- اگر
باور داري، طنابي را که به کمرت بسته است پاره کن!
يک لحظه
سکوت!! و مرد تصميم گرفت با تمام نيرو به طناب بچسبد...
گروه نجات
مي گويند که روز بعد يک کوهنورد يخ زده را مرده پيدا کردند.
بدنش از
يک طناب آويزان بود و با دستهايش محکم طناب را گرفته بود.
او فقط يک
متر با زمين فاصله داشت.
1. پدرو آرمنداریز (۱۹۶۳)
، هنرپیشه مکزیکی
2. نادژدا آلیلیوا (۱۹۳۲)
، دومین همسر استالین
3. سعید امامی (۱۹۹۹) ، از عوامل قتلهای زنجیرهای دگراندیشان در ایران
4. امپدوکل (۴۳۲) ، فیلسوف یونانی
5. دازای اوسامو (۱۹۴۸)، ژاپنی
1- بربادرفته
2- جنگ ستارگان
3- اشکها و لبخندها
4- ای تی
5- ده فرمان
ح(حدود)
۴۰۰۰ سال پیش / رواج حلقههای نقرهای در شوش.(دوره ایلامی)
ح ۲۶۰۰
س.پ / رواج شمش و حلقه طلا و نقره در سرزمین ماد.(دوره مادی)
ح ۲۵۵۰
س.پ / رواج سکههای کرزوسی در ایران.(دوره هخامنشیان)
ح ۲۳۲۰ س.پ / رواج دریک طلا و شکلل نقره در ایران.(دوره داریوش اول)
در شگفتم
كه سلام آغاز هر ديداريست ولي در نماز پايان است شايد اين بدان معنا باشد كه پايان
نماز خود سر آغاز يك ديدار است (دكتر شريعتي)
آنگونه كه
از تصاوير به دست آمده از ميدان مغناطيسي زمين پيداست،بهطور شگفتانگيزي اگر انسان
در هر نقطه از زمين رو به قبله بايستد،ميدان مغناطيسي بدنش بر ميدان مغناطيسي زمين
منطبق ميگردد و در مدتي كه در نماز است ميدان بدنش منظم ميشود.
يكي از نكات بسيار جالبي كه پروفسوربور به آن دست يافته بود اين بود كه دريافته بود كه در بدن تمام دانشجويان مؤنث ماهي يكبار تغيير ولتاژ شديد...
اگه يکي رو ديدي، وقتي داري ميخندي
برميگرده نگات ميکنه، بدون واسش قشنگي.
اگه يکي رو ديدي، وقتي داري ميفتي
زمين، برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي.
اگه يکي رو ديدي، وقتي داري رد ميشي برميگرده و
نگات ميکنه، بدون براش مهمي.
بدان که اگر کسی را براي يکبار، يکروز، دوست دارم، تو را براي هميشه دوست دارم. من عشق را در تو، تو را در دل دل را به هنگام تپيدن به خاطر تو دوست دارم.
زرتشت پیامبری با ماموریت عام بود .
هدف انسان را تلاش دائمی برای غلبه کامل نیکی بر بدی می داند .
تجلیات معنوی اش را به پرتوی آتش تشبیه می کند .
شعار او (( پندار نیک ، کردار نیک و گفتار نیک )) است .
فرزين 2 سال پيش بعد از 3 سال همكاري
با شركت كورل عرضهكننده نرمافزار گرافيكي معروف Corel Draw به مايكروسافت پيوست تا
براي هسته اصلي ويندوز اين شركت برنامهنويسي كند.
او ليسانسيه علوم كامپيوتر و رياضيات از يكي از دانشگاههاي كاناداست. با او در فاصله كوتاهي كه به ايران آمده بود گفتوگو كرديم؛ درباره همه چيز از سبك و سياق كارش بگير تا برنامههايش براي برگشتن به ايران!
سریال جادویی عبارت است از:
Jbc46-q42fd-pggmc-kp38y-6mqd8
ولی تروجان چیست؟
در سرنوشت هر ملت، و در تاریخ هنر،
گاه اثری چنان روح زمانه را تصویر میکند، و چنان بیانگر حس و جان مردمان است که
بهعنوان جزئی پایدار از فرهنگ و تاریخ یک ملت، همواره برجا میماند.
شبی
دل بود و دلدار خردمند
دل
از ديدار دلبر شاد و خرسند
که
با بانگ بنان و نام ايران
دو
چشمم شد ز شور عشق گريان
چو
دلبر شور اشک شوق را ديد
به
شيرينی زمن مستانه پرسيد
کلیه فعالیتهای یک کامپیوتر به ۴ بخش اصلی تقسیم می
شوند :
۱) ورودی
۲) پردازش
۳) خروجی
۴) ذخیره سازی
2. رسالت و پیامبری اشو
زرتشت
3. پیروی از اشا ، یعنی راستی
و پاکی تنها راه رستگاری ادمیان است
4. پیروی از عقل و خرد و بینش
در طی زندگی
5. خویشتن داری یا تسلط بر
نفس و پیکار با بدی
حضرت عیسی( ع)
در بیابانی ناچارا به لانه شغالی
پناه آورد تا
ساعتی بیاساید ... به او وحی شد ای
عیسی! از لانه
شغال به در آی که توله های شغال با
بودن تو نمی
آسایند ... حضرت عیسی (ع) رو به
آسمان گفت : این
چه حکایت است که توله های این
شغال لانه ای
از بهر آساییدن توانند داشت و من ،
فرزند مریم نه
... بدو وحی شد : ای عیسی! این
شغال از بهر
آسایش لانه ای دارد اما تو نداری...
ولیکن تو
معشوقی داری که او ندارد ...
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به
زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشگل است زیرا
او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند.(مونتسکیو)
خوشبخت کسی است که راه قدر دانی خدمت
دیگران را بلد است و شادی دیگرانرا به قدر شادی خود حس میکند.(گوته)
خوشبختی هر روز یکبار در منزل را میزند
ولی بد بختانه صاحب خانه در ان موقع در منزل همسایه است و صدای در را نمیشنود.(برناردشاو)
من دریافته ام که انسانی هر اندازه
که مصمم به خوشبخت زیستن باشد همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگی خواهد
کرد.(ابراهام لینکلن)
برای نیل به خوشبختی هیچ راهی خطاتر
از لذت طلبی و کوشش برای درک عیش و نوش و خوشیهای عالم نیست.(ارتور شوپنهاور)
غنچه خوشبختی در جای تاریک و بی صدا
و گودی پنهان است که بسیار نزدیک به ماست ولی ما کمتر از انجا می گذریم و ان دل
خود ماست.(موریس متر لینگ)
خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم
بی اینکه خود داشته باشیم دیگران را از ان بر خور دار کنیم.(کارمن سیلوا)
خوشبخت کسی است که دم را غنیمت میشمارد
و به خود میگوید من امروز خوشم تا فردا چه پیش اید.(درایدن)
بسیاری از مردم خوشبختی را می جویند
مانند کسی که کلاه خود را که روی سرش می باشد می جوید.(لناو)
انسان در اغوش خوشبختی خوشبختی را
جستجو میکند.(دشتی)
بشر به خوشبختی خیلی زود عادت میکند
و چون خیلی زود عادت میکند خیلی زود هم فراموش میکند که خوشبخت است.(اندره موروا)
یکی از راههای خوشبختی این است که
شخص نسبت به کوچکترین نعمتها شکر گذار باشد.(هرشل)
این قانون طبیعت است که هیچ کس به
تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران
جستجو کرد.(ویلیام شکسپیر)
به دست اوردن انچه را که ما ارزو داریم
موفقیت است اما چیزی را که برای به دست اوردن ان تلاش نمی کنیم خوشبختی است.(لوسیا)
انسان برای خوشبختی خلق شده و خوشبختی
از راه کار مفید حاصل میشود.(ساموعل اسمایلز)
به عقب نگاه نکنید ممکن است خوشبختی
را که رو به سوی شما دارد از دست بدهید.(ساچل پیچ)
خوشبختی و وسایل ان در سازش و هم
اهنگی با دیگران به دست می اید.(علی وکیلی)
خوشبختی چیزی نیست که ان را حس کنیم فقط باید ان را به یاد بیاوریم.(اوسکارو ایلد)
آيا ميدانید : اولين مردماني كه
سيستم اگو يافاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون ازشهر اختراع كرد ايرانيان
بودند.
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب
را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند.
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه
حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفادهكردند ايرانيان
بودند.
آيا ميدانید : اولين مردماني كه
سيستم اگو يافاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون ازشهر اختراع كرد ايرانيان
بودند.
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند.
همه انسان ها مي خواهند با رعايت رژيم غذايي خوب
و صحيح از سلامت کامل برخوردار باشند، رژيمهاي غذايي گوناگوني نيز از سوي متخصصان
تغذيه توصيه مي شود که هر يک به نوبه خود مفيد هستند ، اما آيا مي توان با مصرف
برخي مواد غذايي ، تمام مواد مورد نياز بدن را
تامين کرد و از سلامت و انرژي کافي
برخوردار بود؟
پاسخ اين سوال مثبت است. تحقيقات
اخير نشان داده است که اگر 14 ماده غذايي را در برنامه خود قرار دهيد و مصرف کنيد،
شاهد نتايج فوق العاده اي در وضع سلامت خود خواهيد بود.
يکي از پزشکاني که در بيمارستان
کاليفرنيا مشغول کار است ، مي گويد: بسياري از بيماران با رعايت يک رژيم غذايي
ساده پيشرفت خوبي در جريان درمان از خود نشان دادند.
او مي گويد: مهم نيست که شما قصد
داريد از ابتلا به بيماري هاي قلبي ، ضعف عضلاني ، يا سرطان پيشگيري کنيد، زيرا
تمام بدن يک سيستم واحد است و سلامت قلب به اندازه سلامت چشم يا پوست اهميت دارد،
پس با رعايت رژيم غذايي سالم و مفيد به سلامت کل بدن کمک مي کنيد و نياز نداريد
براي سلامت هر عضوي يک رژيم غذايي خاص داشته باشيد.
و اما اين موادغذايي فوق العاده 14
مورد هستند و عبارتند از:
1- انواع لوبيا
2- زغال اخته
3- گل کلم
4- جو
5- پرتقال
6- کدوتنبل
7- ماهي آزاد
8- سويا
9- اسفناج
10- چاي (سبز يا سيا )
11- گوجه فرنگي
12- بوقلمون
13- گردو
14- ماست
به عقيده آقاي استيون پرت که يکي از
محققان مواد غذايي است. وقتي شما اين مواد را به رژيم غذايي خود بيفزاييد، بسياري
از تغييراتي که در بدن ايجاد شده و منجر به بيماري هايي نظير ديابت ، فشار خون
بالا، آلزايمر و برخي سرطان ها مي شوند، متوقف شده و شما از بدني سالم برخوردار
خواهيد بود.
نکته جالب ديگر اين است که در هر
نقطه از جهان که زندگي کنيد، مي توانيد آنها را مصرف کنيد و غذاهايي نيستند که
مصرف آنها براي افرادي در مناطق خاص دشوار باشد و اما حالا بپردازيم به دليل مصرف
اين گونه مواد:
گردو: حاوي چربي خوب
گردو يکي از بهترين مواد غذايي است ،
حتي چرب ترين انواع آن حاوي روغن امگا 3 است که بسيار مفيد مي باشد.
اين روغن در ماهي آزاد نيز يافت مي
شود و ماهي آزاد براي سلامت قلب نيز مورد توجه است و مي تواند احتمال ابتلا به
بيماري هاي قلبي را کاهش دهد.
اگر شما 5 بار در هفته هر بار يک مشت
گردو بخوريد، علاوه بر مصرف کالري خوب از فوايد آن نيز بهره مند مي شويد.
به رژيم غذايي خود کمي هم رنگ بدهيد
يک ضرب المثل مي گويد: هميشه چيزهاي
خوب در بسته هاي کوچک هستند. زغال اخته نيز از جمله موادي است که شامل مواد مغذي
گوناگون است ؛ يعني نمي توان گفت سرشار از يک نوع ماده مفيد است ، اما شامل
ويتامين C، اسيد فوليک ، فيبر، کاروتن و صدها ماده مفيد ديگر است که در يک
ميوه خوش رنگ کوچک جمع شده است.
بورسي کلويدنس از محققان تغذيه است و
عقيده دارد غذاهايي که رنگ دارند يعني قرمز، سبز، بنفش و نارنجي هستند، موادي
دارند که مانع ابتلا به بيماري هاي قلبي و سرطان مي شوند و در ضمن به حالت تعادل
روحي ، حافظه و قدرت تفکر نيز کمک مي کنند.
اما چگونه به غذاهاي خود رنگ
بيفزاييم؟ به سوپ يا کباب ، گوجه فرنگي اضافه کنيد.
در ساندويچ نيز از فلفل دلمه اي ،
گوجه فرنگي و اسفناج يا جعفري تازه استفاده کنيد. در ميان روز از بادام ، گردو، گل
کلم و انگور به عنوان ميان وعده غافل نشويد.
انواع ميوه ها نيز علاوه بر داشتن
مواد مغذي ، انرژي کافي نيز براي بدن تامين مي کنند.
سويا و تاثير خوب آن بر کلسترول
استفاده از سوي به اين معنا نيست که
تا حد ممکن از سويا سس در غذاها استفاده کنيم. بلکه از انواع دانه هاي محتوي سويا
بهره مند شويم.
سويا يکي از موادي است که براي قلب
مفيد است ، زيرا کلسترول را پايين مي آورد و داراي فيبر و پروتئين فراوان نيز هست.
جو و لوبيا ، سرشار از فيبر
فيبري که در جو و لوبيا موجود است
مانع بالا رفتن قند و کلسترول خون مي شود و به تنظيم کار روده نيز کمک مي کند.
مطالعات حاکي از آن است که غذاهايي
شامل جو، لوبيا، برنج ، ميوه ها و سبزي بويژه سيب منابع سرشار فيبر هستند که علاوه
بر فوايد خود بتدريج هضم مي شوند و مانع بالا رفتن ناگهاني قند خون مي شوند، در
صورتي که نان و شيريني ها چنين نيستند، منابع سرشار فيبر به کنترل وزن نيز کمک مي
کنند.
در ضمن مصرف 5 تا 9 وعده در روز از
ميوه ها و سبزي ها براي سلامت بسيار مفيد است. از آنجا که انواع لوبيا سرشار از
پروتئين است ، مي توان آن را به سوپ ، سالاد و تخم مرغ نيز اضافه کرد.
کلسيم و استخوان ها
ماست و ديگر محصولات لبني با تقويت
استخوان ها مانع شکستگي آنها مي شود. همچنين در سلامت دندان ها و کمک به انقباض
عضلات و تنظيم ضربان قلب نيز موثر است.
احتمال ابتلا به بيماري هاي روده را
کاهش مي دهد و در کاهش وزن نيز تاثير دارد. مصرف روزانه حداقل 1000 ميلي گرم کلسيم
نيز مانع افزايش وزن مريض مي شود.
مي توانيد روز را با يک استکان چاي
آغاز کنيد و يک ليوان شير کم چرب و تازه به همراه تکه اي از نان گندم کامل براي
صبحانه کافي است ، با غذا ماست را فراموش نکنيد و در ميان روز نيز از هويج و ميوه
استفاده کنيد.
از پنير نيز براي رفع گرسنگي و تامين انرژي مي توانيد استفاده کنيد. مطمئن باشيد اگر اين 14 غذا را در برنامه خود بگنجانيد، علاوه بر سلامت کلي نيازي به رژيمهاي کاهش وزن نيز نخواهيد داشت و از ظاهري شاداب تر برخوردار خواهيد شد.
يكي از شانس هاي من توي زندگي،
آشنائي با اساتيد و دوستاني هستند كه به من لطف دارند و اكثرا\" بعد از ساعات
اداري به من سر ميزنند و توي گفتگوهاي في مابين به نتايج و اطلاعات جالبي دست پيدا
ميكنيم.
ديروز مهمان من، كيومرث فرج زاده بود
كه شايد به نوعي بتوانم ايشان را صاحب منبع غني از اطلاعات جامع موسيقي و
تاريخي و گردشگري ايران بدانم، همينطور
مهمان ويژه امروز من حسين محچوب بازيگر سريال صاحبدلان در ايام ماه رمضان ميباشد
كه حتما\" ماحصل اين گفتگو را هم به سمع و نظر شما خواهم رساند
نتيجه گفتگوي دو ساعته من با كيومرث
فرج زاده آشنائي با نام حقيقي خوانندگان ايراني و آشنائي با دستگاههاي موسيقي قبل
از انقلاب بود بود كه فكر ميكنم خواندن
براي شما خالي از لطف نباشد